
«روایت آب»
روایت جرعههایی که
در دلِ داغ و درد
خنک نسیم زندگی شدند
روایت دلهایی که
مثل چشمه، بیهیاهو جوشیدند
تا لبهای تشنهی خستگان میدان
سیراب بماند
روایت جوانانی که
به رسم حاجی بخشیهای دیروز
ایستگاه صلواتیشان را
تا خط مقدمِ خدمت کشاندند
تا بنویسند بر جانِ خستهی جهادگران:
خدمت بیوضو هم عبادت است
اگر برای خلقِ خدا باشد…

بدون دیدگاه