آنجا که دیوارهای گلی فرو ریخت و زندگی زیر سنگینی سیل دفن شد، مأموریت ما آغاز شد.
ما رفتیم تا صدایِ دعایِ دلشکستگان بیپاسخ نماند.
صحنههای سختی بود؛ ترس و بیپناهی موج میزد. اما بچههای جمعیت امام رضایی پای کار ایستادند. زورِ سیل به خانهها رسید، ولی به ارادهی ما نرسید.
خدا را شکر که توانستیم میانِ آنهمه گلولای، سرپناه بسازیم و امنیت را به روستا برگردانیم. همین که مردم گفتند با آمدن شما دلمان گرم شد، برای دنیا و آخرت ما بس است.


بدون دیدگاه