افتتاح مدرسه در خرمشهر


خودش داشت می‌رفت. اما می‌خواست کاری کند که بعد از رفتنش خیرش بماند،  سایه بیاندازد، میوه بدهد.

می‌خواست کاری کند برای ایران! یک سوم مالش را مانند دانه‌ای توی دستش گرفته بود و رویای درختی مثمر و سایه‌انداز توی سرش داشت.
خودش رفت! اما قبل از رفتن، دانه‌ی رویایش را گذاشت توی دست بچه‌هایش و از آنها خواست مدرسه‌ای بسازند به یادش!
سالِ نود و سه بود که دختر آقای تهرانی دانه‌ی رویای پدرش را با خودش آورد این‌جا و گفت که پدرش می‌خواسته کاری برای توسعه‌ی ایران بکند. کاری موثر.

جمعیت بین المللی امام رضایی‌ها هم که سرشان درد می‌کند برای کاشتن دانه‌های خیر در زمین‌های مناسب!
خرمشهر!

این بار دانه‌ی پربرکتِ ماجرا را بردیم کاشتیم در خاکِ گرم و حاصل‌خیز، اما محروم و مهجور خرمشهر.
کارِ ساخت مدرسه از همان سال شروع شد، ولی کرونا آمد و کارها را سخت کرد. کار سخت بود،سخت‌تر شد!
و بیش‌تر از چیزی باید طول کشید تا تمام شود.
اما حالا تمام شده.

دانه، حالا مدرسه‌ای شده در خرمشهر با شش کلاس. مدرسه‌ای به نام آقای تهرانی. شبیهِ درختی پر از سار! که هر کدام رویایی در سر دارند برای ایران.

رویای جمعیت امام‌رضایی‌ها که اصلا دور هم جمع شده اند برای توسعه‌ی فعالیت اجتماعی، ساختنِ مدرسه‌های بیش‌تر برای بچه‌های بیشتر است.

اگر دوست دارید در این مسیر کنار ما باشید با ما تماس بگیرید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *